![]() |
|
(حرف دل...) بی مقدمه... خواستم بگویم که نمی توانم اما نتوانستم ، خواستم بگویم که نمی شود اما نشد ،خواستم بگویم که نیستم اما باز هم نیستم و هزاران هزار دیگر که هر روز و هر لحظه از ذهنم عبور می کرد و من در این اندیشه که چرا چنینم و امروز و این لحظه می خواهم بگویم من این همه نیستم ،نمی دانم چرا در خود غرق گشتم و این چنین در اعماق وجودم دست و پا می زنم به امید رهایی از قفس ، خیالم تا دور دست پر می گشاید...... همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم از اینکه عاشق توام حس غرور می کنم دوباره با سلام تو تازه ی تازه می شوم با نفس ساده ی تو غرق ترانه می شوم با تو ستاره می شوم با تو ستاره می شوم از سایه های ملتهب همیشه می گریختم با رفتن تو هر نفس بغض دوباره می شوم ناجی شوق شوکران با دل عاشقم بمان به حرمت حظور تو چون تو یگانه می شوم خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت با تو ستاره می شوم باتو ستاره می شوم...... غریبه دی ماه 84
2
نوشته شده در ساعت 18:38 توسط غریبه |
(شعر) هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی برسد زمان دولت بکند خدا خدایی................... غریبه دی 84
2
نوشته شده در ساعت 18:37 توسط غریبه |
|
|