تبليغاتX
خدایا اضطراب های بزرگ و غم های ارجمند و حیرتهای عظیم بر روحم عطا کن لذت ها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عزیز بر جانم ریز حرف دل


(حرف دل)

چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد....

 

جنگل ، جان ، آتش و عشق ،  چقدر زیباست که با کلماتی این چنین  زیبا  بیان کردن آنچه در وجود انسان است و چه زیبا تر می شود زمانی که این کلمات با حقیقت در می آمیزند و آن زمان است که زندگی انسان معنا پیدا می کند و امید به زنده بودن در وجود آدمها زبانه می کشد و اینها همه عشق است که بیداد می کند ، عشق است که زنده می کند و می میراند ....

من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است

راه دل خود را نتوانم که نپویم

هر روز در آیینه ی جادویی خورشید ، چون من نگرم او همه من من همه اویم.....

 

                               غریبه بهمن 84

 

2 نوشته شده در ساعت 18:40 توسط غریبه |


< GHARIBE>

((الهی ای نزدیک تر به ما از ما.و مهربان تر به ما از ما .گرفتار آن دردم که تو دوای آنی،تو آنی که خود گفتی وچنان که خود گفتی آنی.)) (( الهی عاجز و سرگردانم نه آنچه دانم و دارم و نه آنچه دارم دانم.چون توانستم ندانستم و چون دانستم نتوانستم.من کی ام که تو را خواهم چون از قیمت خویش آگاهم.)) (( الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی ،دریاب مرا که می توانی.)) (( الهی بنده را از سه آفت نگه دار: از وسوسه های شیطانی و از هوای نفسانی و از غرور و نادانی.)) ((خدایا اضطراب های بزرگ و غم های ارجمند و حیرتهای عظیم بر روحم عطا کن لذت ها را به بندگان حقیرت ببخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.))