![]() |
|
بخت من..... ((بخت من)) یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود شکایت از دلم دارم متهم به عاشقی دلی که پر کشید و رفت اما هنوز تو عاشقی این دل زندونی من ،مجرم بند اوله چی بگم از کجا بگم فقط شکایت و گله یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود هیچکسی همدم دل تنها و بی کسم نبود سفرت درد کمی نیست واسه ی دلم می دونی راستی باورم نمی شه تو می ری و نه می مونی ریشه بستی تو تموم لحظه های بی قراریم دلت از سنگ که می خوای دلم و تنها بزاری تو آخرین نگاه تو من دیگه پیدا نبودم که جای من بود تو چشات هیچ وقت اینو نفهمیدم نزار که بین من و تو هرچی بوده خاطره شه تو بری و من بمونم قصه ی ما تموم بشه یه عهدی بود میون ما اما حالا یه خاطرست از تو فقط مونده برام یه خاطره همینو بس خودت نگفتی که می ری اما نگات رفتنی بود هر چی می گفتم که نرو بهونه هات تکراری بود هر جا می رم یاد چشات تو قاب چشمای منه صدات میاد اما خودت نیستی دلم پر از غمه دیگه دلت که اینجا نیست ولی دلت پیش منه تو نیستی و شب گریه ها دربه دری کار منه نزار که دیوونه بشم نزار از عشقت بسوزم بارون چشمام می باره از دوری تو هنوزم اگه صدامو می شنوی بدون یکی دوست داره یکی که چشماش مثل ابر زمستون می باره اگه صدامو می شنوی بدون یکی منتظره یکی برای دیدنت نشسته پشت پنجره یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود هیچکسی همدم دل تنها و بی کسم نبود غریبه غریب تابستان 86
2
نوشته شده در ساعت 13:1 توسط غریبه |
|
|