![]() |
|
دلتنگی... فرصت... قسمت نشد ببینمت خدانگهداری کنم فرصت نشد بمونم از تو نگهداری کنم گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخت برام اگه یه وقت بگی نرو رفتن پر از درد برام گفتم صدات نشنوم ندیده از اینجا برم پشت سرم زاری نکن چیکار کنم مسافرم من میرم ولی باز تو بدون همیشه یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیزم اگه تو نباشی میمیرم........... می دونم نمی شنوی صدامو ،می دونم نمی خونی نوشتهام ، می دونم نمی دونی حرفامو و...... امروز خیلی تنهام ، تو تنهاییام فکر می کردم کاش بشه یه بار دیگه ببینمت ، فقط یک بار فقط چند لحظه حتی کوتاه می خوام واست بگم چقدر پشیمونم ،می خوام واست بگم چقدر دلتنگم شاید اونجوری که باید قدرتو من ندونستم حرفایی بود توی قلبم من نگفتم نتونستم اگه اون روز کاری کردم و چیزی گفتم و گفتی چرا ، اگه امروز نیستم و کاری نمی کنم نمی گی چرا ...... ولی بدون و بمون تو خیالم که همیشه دلخوشم با خیالت دلم می خواد همه چیز بنویسم می خوام همه چیزو بدونی نمی خوام فرصت از دست بدم ،نمی خوام نگفته از اینجا برم،،،، فقط.... دلم نوشت امون بده اگر چه زشت امون بده بزار بیام جهنمم میشه بهشت امون بده این لحظهرم دووم بیار گناه نمیشه فرصتی به من بدی بزرگوار امن بده امون بده بالی تا آسمون بده... خلاصه اینکه من امروز اینجام و می خوام باشم و بزار بمونم نامه رو تا تهش بخون گریه نکن طاقت بیار نامه رو خط خطی نکن دو جمله رو دووم بیار باور نکن یه بی وفا نامه می زارم و می رم نه ، قسمت زندگیم اینه به کی بگم مسافرم سهم من از تو دوری تو لحظه های بی کسی قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم من می رم ولی باز تو بدون همیشه یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیزم اگه تو نباشی میمیرم........... همیشه زنده میمونن با یاد تو ترانه هام من ببخش اگه بازم اشکام چکید رو نامه هام دیگه تموم شد فرصتم خاطره هام پیشت باشه تموم خاطرات خوش خدا نگهدارت باشه خدا نگهدارت باشه........ غریبه بهمن 85
2
نوشته شده در ساعت 14:21 توسط غریبه |
|
|