![]() |
|
حرف های نگفته تا که بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی همنفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند قدر آیینه بدانیم چو هست نه در آن وقت که اقبال شکست... دلم برای یکی خیلی تنگ شده ،دلتنگی که نه ، یه چیزی اونطرف دلتنگی. خودش خوب می دونه اما نمی دونم چرا با اینکه می دونه بی تفاوت از کنارش می گذره. چند وقت پیش دل و به دریا زدم و بهش گفتم ف به خودش که نه اما یه جور گفتم که بفهمه ، اگه یه آدمی از یه کاری که خیلی وقت پیش کرده پشیمون باشه چیکار باید بکنه ، خوب من پشیمونم اما انگار راست می گن که پشیمونی سودی نداره اما بزار بگن . ولی می خوام یه چیزی رو خوب بدونی ، اگه یه روزی از همه جا از همه کس خسته شدی ،اگه دنیا دلت رو شکوند ، اگه روزگار بهت نارو زد ،یه لحظه واستا فکر کن ،شک نکن بیا من منتظرتم هر وقت و هر جا که باشم ، تا اون روز لحظه ها رو می شمارم.... غریبه غریب ، اردیبهشت 86
2
نوشته شده در ساعت 19:0 توسط غریبه |
|
|